این غافله عمر عجب میگذرد؟؟؟
امروز اومدم فقط خودم رو تحویل بگیرم
چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چون دیروز تولدم بود
پیر شدیم رفتیما!!!!!!!!!!!!!!!
٣٠ سالم تموم شد
دیشب بابایی مارو غافلگیر کرد و با ی کیک و ٥ تا پیتزا دعوت به شاممون کرد وکلی با مامان و بابام و داداشمو خانمش و همسر و پسر عزیز و ی نی نی کوشولوی ناز که تو شمک مامانشه هنوز که برادر زاده بنده باشن تو جشن حضور داشتن
اراد که کلی ذوق داشت واسه شمع فوت کردن ٤ بار شمع روشن شد و هر بار توسط خودش
تازه اراد خاموش قبلش میگفت که مامان جون میدونی بچه ها شمع تولد مامانشون رو فوت میکنن؟؟؟
راستی من ٧ ماه دیگه انشاالله عمه جون میشم
من و اراد کلی مشتاق دیدن نی نی مون هستیم
مامان و بابامم که نگو
نی نی قشنگ من سالم و صالح دنیا بیای
ی عالمه دوست داریم
اااینم از این
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


این غافله عمر عجب میگذرد؟؟؟
